تبليغاتX
دوستت دارم های عاشقانه



دوستت دارم های عاشقانه

درد و دل
نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
مهربانا به اشکهایم بیندیش
بگذار زندگی کنم بگذار زیر سایه مهربان وجودت

بودن و وجود داشتن را حس کنم

مرا بفهم...

آرزوهایم را ببین کمی به من بیندیش

اجازه بده که زیر بارش نگاهت

معنی هستی را درک کنم ...

ای بهترین یار ... ای امید آینده مبهم

باور کن که بدون تو این سرزمین قفسی بیش نیست

این دریا... این آسمان... نقاشی بی احساسیست که نمی فهمد

من دنیا را فقط با تو   می خواهم من زندگی را عشق را با تو می خواهم با تو

تو که همیشه می گریزی...اما ایرادی ندارد

تحمل نخ رنگینی است که من در حاشیه همه اخلاقم کوک می زنم

و از هیچکس آدرس خشم را نمی پرسم

مهربانا به اشکهایم بیندیش


نويسنده: هما مورخ: سه شنبه 5 تیر1386 در ساعت: 7:2 بعد از ظهر
|+|

نويسنده: هما مورخ: سه شنبه 5 تیر1386 در ساعت: 6:52 بعد از ظهر
|+|

نويسنده: هما مورخ: سه شنبه 5 تیر1386 در ساعت: 6:50 بعد از ظهر
|+|
ای غروب تلخ و ای آسمان غبار گرفته

شما بر عشق من آگاهید شما می دانید که

من چقدر برای این پای مهربان اشک ریخته ام

می دانید که مثل پادشاهی مغرور و زیبا

بر قلب من فرمانروایی می کند می دانید ...

شما به همه رازهای قلب من آگاهید

ولی من برای آرامش این سلطان بی جانشین

باید از زندگیم بگذرم

از همه هستی و مستی ام ...

از عشق از امید از رویاهای شیرین ...

ای خورشید که می روی تا در آنسوی مرزها ما را فراموش کنی

به او بگو که چقدر دوستش دارم


نويسنده: هما مورخ: سه شنبه 5 تیر1386 در ساعت: 6:45 بعد از ظهر
|+|

نويسنده: هما مورخ: سه شنبه 29 خرداد1386 در ساعت: 8:15 بعد از ظهر
|+|

روز تولدم بود

چشمام به کوچه خشکید

یادت نبود عزیزم

دل من اینو فهمید

از آسمون گذشتم

تا تو پرنده باشی

هستی مو باختم تا تو

عمری برنده باشی

شب تولد توست

ستاره ها رو تک تک

به عشق تو شمردم

تولدت مبارک

خورشید خنده هامو

دادم به رنگ چشمات

منم تو شب شکستم

تا نور بگیره دنیا

تا بال و پر گرفتی

رفتی از آشیونه

نگاه من هنوزم

تو خطر آسمونه


نويسنده: هما مورخ: سه شنبه 29 خرداد1386 در ساعت: 8:12 بعد از ظهر
|+|


نويسنده: هما مورخ: سه شنبه 29 خرداد1386 در ساعت: 8:6 بعد از ظهر
|+|

فریاد نزن ای عاشق ، من صدایت را درون قلب خود می شنونم

 

 درد را در چهره ی عاشق تو، با ذهن خود می نگرم

 

 فریاد نزن ای عاشق ، فریاد نزن

 

     بی سبب نیست چنین فریادم ، بی گناه در دام عشق افتادم

 

 چه درست و چه غلط  زندگی هم خودم هم تو رو بر باد دادم

 

 بی گناه در دام عشق افتادم

 

   ما سزاواریم اگر گریانیم این چنین خسته و سر گردانیم

 

 ما که دانسته به دام افتادیم ، چرا از عاشقی رو گردانیم ؟

 

 بیش تر از همیشه دوستت دارم گرچه از عاشقی و عاشق شدن بیزارم

 

 

 


نويسنده: هما مورخ: سه شنبه 29 خرداد1386 در ساعت: 8:4 بعد از ظهر
|+|

عشق من

     یادم کن گاهی

             که به دل دارم آهی

                      تو که از دردم آگاهی

یه دنیا یه دنیا عاشقم من

        بدون که به عشقت صادقم من

    تو مست خویش و من مست عشقم

             اگه نباشی می میرم بیا که عمر از سر گیرم

تا هستم

    با یادت شادم

          آخه دل بر تو دادم

                  دیگه از غم ها آزادم

 

به انتظار دیدنت به لحظه رسیدنت

دل داره پر پر می زنه از سینه ام پر میزنه

ای چشمه حیات من فرشته نجات من

شوق نفس های منی همیشه رویای منی

                          عشق تو در قلب من هدیه جاودانه است

                          برای زنده مونده قشنگ ترین بهانه است

                          دوست داشتن تو مثل عطر خوش بهاره

                          با تو نفس کشیدن پایان انتظاره


نويسنده: هما مورخ: سه شنبه 29 خرداد1386 در ساعت: 8:0 بعد از ظهر
|+|

نويسنده: هما مورخ: سه شنبه 29 خرداد1386 در ساعت: 7:52 بعد از ظهر
|+|

نويسنده: هما مورخ: سه شنبه 29 خرداد1386 در ساعت: 7:50 بعد از ظهر
|+|

عاشق چشمای تو ام که شیشه عمر منه

قلبی که عاشق توئه کاری نکن که بشکنه

کاشکی می شد بهت بگم حرفایی که تو قلبمه

نمی دونی عاشقتم به جز تو می دونن همه

اونی که عشقه تو نگاش کاشکی تو خوب بودی باهاش

دوستت دارم دوستت دارم یه ذره دوسم داشته باش

ای کاش فراموش می شدی هر شب می شینم به دعا

اما مگه دست منه از یاد نمی ری به خدا

عشق منی

             یه ذره دوستم داشته باش

 

عمر منی

           یه ذره دوستم داشته باش

هر شب تو نامه واسه تو به عشق اشاره می کنم

وقتی که باز سحر می شه نامه رو پاره می کنم

فقط یه بار بهم بگو بگو تو هم دوستم داری

اینقدر تو خوبی می دونم پا رو دلم نمی ذاری


نويسنده: هما مورخ: سه شنبه 29 خرداد1386 در ساعت: 7:48 بعد از ظهر
|+|
کی دلش می یاد

می گی عاشقم شدی خدا کنه

کی دلش میاد با تو بد تا کنه

بسکی اون چشمای تو مهربونه

کی دلش می یاد تو رو برنجونه

کی دلش م ییاد که تنهات بذاره

کی می تونه بگه دوستت نداره

بسکی چشمای تو پاک و روشنه

کی دش می  یاد ازت دل بکنه

تو گوشم میگی که عاشق منی

باز داری حرفای شیرین می زنی

باز منو به اوج رویا می بری

تو که از تموم دنیا بهتری

معنی عاشقی رو خوب می دونی

می گی عاشقی رو حرفت می مونی

میگی هر جا که ربی باهات م ییام

میگم هر جور که باشی تو رو می خوام

واسه من که عاشقم همین بسه

هر کی عاشقه به عشقش برسه

 


نويسنده: هما مورخ: سه شنبه 29 خرداد1386 در ساعت: 7:46 بعد از ظهر
|+|
خنده تلخ
می خندم اما خنده ام تلخه می دونی می گریم اما گریه ام از درده می دونی خنده ام برای پوچی دنیاس می دونم گریه ام برای عشق بی فرداس می دونم می خونم این آواز عشق تا زنده هستم بی عشق نمی شه زنده بود ای یار مستم پر کن فضای خالی دنیامو با عشق بگذار اگر می خندمم با عشق بخندم نگیر معجون عشقو از لبم افسونگر عشق بیا با من بخون با من بمون بازیگر عشق منی که عاشق عشقم می دونی پایبندم نذار بیهوده بر این عشق و این دنیا بخندم بیا فکری بکن بر این دل عاشق و زارم نرو از پیش من با من بمون تنها نزارم بده پیمانه عشقو عزیزم توی دستم منی که خود یه مستم بیش از این باشد که هستم
نويسنده: هما مورخ: سه شنبه 29 خرداد1386 در ساعت: 11:13 قبل از ظهر
|+|
هرگز هرگز هرگز
هرگز هرگز هرگز

                   بی تو نمی خندم

          هرگز بر دل عشقی بی تو نمی بندم

خدا خدا خدایا

                 اگر به کام من جهان نگردانی جهان بسوازانم

اگر خدا خدایا

               مرا بگریانی من آسمانت را ز غم بگریانم

منم که در دل ز نامرادی فسانه ها دارم

منم که چون گل شکفته بر لب ترانه ها دارم

تو بیا فروغ آرزوها که رنج جستجو را پایان تویی

تو بیا که بی تو آه سردم که بی تو موج دردم درمان تویی


نويسنده: هما مورخ: دوشنبه 28 خرداد1386 در ساعت: 11:18 بعد از ظهر
|+|
شبا بیتاب و بیدارم تو آرومی تو در خوابی

شبم تاریک و خاموشم تو خورشیدی که می تابی

یخم سردم زمستونم تو گرمای تابستونی

کویرم خشک و لب تشنه تو سبزی سبز تو بارونی

منم بی پر و بال خسته تو اما اوج پروازی

منم شعر فراموشی تویی که نغمه پردازی

منم محتاج یک آواز به فکر لحظه پرواز

که با تو هم سفر باشم با تو هم ساز و هم آواز

بساز با من نترس از من نترس از سردی دستام

بخون با من بگو با من که با تو راهی فردام

به من معنی بده با عشق منو با عشق احیا کن

رو به زندان تنهایی در و پنجره ای وا کن

به این دنیای بی رنگم بزن نقشی بده رنگی

که دلگیرمو افسرده از این دنیای بی رنگی


نويسنده: هما مورخ: دوشنبه 28 خرداد1386 در ساعت: 11:13 بعد از ظهر
|+|
گل و گلدون و من
زمستون تن عریون باغچه چون بیابون

درختا با پاهای برهنه زیر بارون

نمی دونی تو که عاشق نبودی

چه سخته مرگ گل برای گلدون

گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه

واسه هم قصه گفتن عاشقانه

چه تلخه چه تلخه باید تنها بمونه قلب گلدون

مث من مث من نشستم بی تو زیر بارون زمستون

زمستون برای تو قشنگه پشت شیشه

بهاره زمستونا برای تو همیشه

تو مثل من زمستونی نداری که باشه لحظه چشم انتظاری

گلدون خالی ندیدی نشسته زیر بارون گلای کاغذی داری تو گلدون

تو عاشق نبودی ببینی تلخه روزای جدایی چه سخته بشینم بی تو با چشمای گریون


نويسنده: هما مورخ: دوشنبه 28 خرداد1386 در ساعت: 11:8 بعد از ظهر
|+|
قسمت نمی شه انگار دست تو رو بگیرم

برای آخرین بار برای تو بمیرم

گیه نکن که اشکات برای من یه درده

تحمل غم تو منو دیوونه کرده

هیشکی مث من تو رو دوست نداره اینو از تو نگام می تونی بخونی

تو بودی جونمو عمرمو کسی که می خواستمو قسم راستمو که می خوای بدونی

واسه عشق تو همه چی دادمو به جز غرورومو که اونم رفته به باد

بود و نبودمو همه وجودموواسه تو دادمو تو می گی منو نمی خوای

 

 


نويسنده: هما مورخ: دوشنبه 28 خرداد1386 در ساعت: 11:5 بعد از ظهر
|+|
یه درد دل دوستانه
دوستای عزیزم

یه کسی رو می شناسم که خیلی خوشگله چشمای درشت قهوه ای داره پوست سفید و ابروهای کمونی لباش رنگ گل سرخه نگاهاش آدمو به آسمون و عرش می کشونه قدش بلنده شاید حدود ۱۸۰ سانتیمتر کلاس بدنسازی می ره و هیکلش حرف نداره موهاش هم قهوه ای روشنه و همیشه مد روز درست می کنه حالا شما بین من حق دارم دوسش داشته باشم یا نه؟

تو رو خدا راستش رو بهم بگین اون خیلی مغروره دانشجو هم هست تازگیا شنیدم با یه دختری دوست شده خیلی ناراحت شدم ولی اون حق انتخاب داره قسم خوردم اونو به هیچ کاری مجبودرنکنم من خودمو به اون تحمیل نمی کنم اینقدر دوسش دارم که به خاطرش حتی از خودش هم می گذرم

تصمیم دارم یه روزی آدرس این وبلاگ رو بهش بدم که بفهمه چقدر دوسش دارم نه دوست داشتن واسه اون واژه کمیه و من هیچ واژه ای پیدا نمی کنم که وسعت عشق منو به اون نشون بده شما می تونین کمکم کنین؟

همه بهم می گن برو بهش بگو ولی من نمی تونم هرگز این حرفو بهش نمی زنم چون اون اینقدر خوبه که مطمئنم به خاطر نشکستن دل من قبول می کنه ولی من اینو نمی خوام شما حقو به من نمی دین ؟

منتظر نظراتتون هستم

 


نويسنده: هما مورخ: دوشنبه 28 خرداد1386 در ساعت: 10:59 بعد از ظهر
|+|

دوستان عزیزم یادم می یاد از بچگی یه اخلاق به خصوصی داشتم هر وقت یه خواننده ای یه آهنگ می خوند که به دلم میشست اون آهنگ رو توی دفتری یادداشت می کردم به همین خاطر هم الان که هفده سالمه سه تا دفتر شعر دارم که توی هرکدوم حدود دویست تا شعر نوشتم هر موقع که سراغ دفترم میرم خیلی کیف می کنم خواستم مطالب و شعرهامو توی یه وبلاگ جمع کنم تا شما دوستای عزیزم هم بهره ببرین


نويسنده: هما مورخ: دوشنبه 28 خرداد1386 در ساعت: 10:35 بعد از ظهر
|+|
دو بیتی های فریدون مشیری
بدین افسونگری وحشی نگاهی مزن بر چهره رنگ بی گناهی شرابی تو شراب زندگی بخش شبی می نوشمت خواهی نخواهی سیه چشمی به کار عشق استاد به من درس محبت یاد می داد مرا از یاد برد آخر ولی من به جز او عالمی را بردم از یاد شکفتی همچو گل در بازوانم درخشیدی چو می در جام جانم به بال نغمه آن چشم وحشی کشاندی تا بهشت جاودانم به امید نگاهت ایستادن به روی شانه هایت سر نهادن مرا خوش تر از اینها آرزوییست دهان کوچکت را بوسه دادن برای چشم خاموشت بمیرم کنار چشمه نوشت بمیرم نمی خواهم در آغوشت بگیرم که می خواهم در آغوشت بمیرم چنین با مهربانی خواندنت چیست؟ بدین نامهربانی راندنت چیست؟ بپرس از این دل دیوانه من که ای بیچاره عاشق ماندنت چیست؟ لب خشکم ببین چشم ترم را بیا از باده پر کن ساغرم را دلم در تنگنای این قفس مرد رسید آن دم که بگشایی پرم را درون سینه آهی سرد دارم رخی پژمرده رنگی زرد دارم ندانم عاشقم مستم چه هستم؟ همی دانم دلی پر درد دارم شبی پر کن ار بوسه ها ساغرم به نرمی بیا همچو جان در برم تنم را بسوزان در آغوش خویش که فردا نیابند خاکسترم در دل تاریک این شبهای سرد ای امید نا امیدیهای من برق چشمان تو همچون آفتاب می درخشد بر رخ فردای من همه ذرات جان پیوسته با اوست همه اندیشه ام اندیشه اوست نمی بینم به غیر از دوست اینجا خدایا این منم یا اوست اینجا
نويسنده: هما مورخ: دوشنبه 28 خرداد1386 در ساعت: 10:21 بعد از ظهر
|+|

Copy Right By: Http://WWW.J28.coo.ir
Sponsored By: Masoud Rezaie